kasb

شعرهاي گوناگون

صفحه 28 از 30 الصفحة السابقة  1 ... 15 ... 27, 28, 29, 30  الصفحة التالية

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي اذهب الى الأسفل

رد: شعرهاي گوناگون

پست من طرف mahshid في الأربعاء مايو 28, 2008 8:27 pm

ثانيه هاي بي كسي

بي تو تموم لحظه هام پر از غصه و غمه

يه روز ميام به ديدنت هر چي ببينمت بازم كمه

نمي رسه به گوش تو صداي فرياد دلم

يه روز مي فهمي دردمو، كه زير خاكم و گِلم

اشك چشاتو مي بينم دل تو هم پر از غمه

دوري هم بد درديه ، اما دلامون با همه

رو تو بكن سمت خدا ، بيا خدا خدا بكن

بيا يه بار هم كه شده ، زير پاتو نگاه بكن

يواش يواش تموم ميشه ثانيه هاي بي كسي

اگه تحمل بكني يه روز به دريا مي رسي
avatar
mahshid
مدیر بخش اس ام اس
مدیر بخش اس ام اس

تعداد پستها : 1666
تاريخ التسجيل : 2008-02-21

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: شعرهاي گوناگون

پست من طرف mahshid في الأربعاء مايو 28, 2008 8:28 pm

تنها عشق تو
بودنم را هيچكس باور نداشت هيچكس كاري به كار من نداشت بنويسيد بعد مرگم روي سنگ با خطوطي نرم و زيبا و قشنگ ، او كه خوابيده است در اين گور سرد بودنش را هيچكس باور نكرد كاش قلبم درد تنهايي نداشت چهره ام هرگز پريشاني نداشت كاش مي شد راه سرد عشق را بي اختيار پيمود و قرباني نداشت اگر مرداب بودم و سبز ، غمي نبود .

اگر عشق بودم و قرمز حرفي نمي ماند . تو شبي و من روز مي خواهم ، تو ستاره اي و من خورشيد طلب كرده ام ، آسماني شدم با هزاران قلب پاره

كاش يك قلب داشتم

فقط تو بودي و تنها عشق تو

.............................
avatar
mahshid
مدیر بخش اس ام اس
مدیر بخش اس ام اس

تعداد پستها : 1666
تاريخ التسجيل : 2008-02-21

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: شعرهاي گوناگون

پست من طرف mahshid في الأربعاء مايو 28, 2008 8:28 pm

طوريم نيست خرد و خميرم ، فقط همين

كم مانده است بي تو بميرم ، فقط همين

از هر چه هست و نيست گذشتم ولي هنوز

در مرز چشمهاي تو گيرم ، فقط همين

شاعر شدم كه لال نميرم ، فقط همين
avatar
mahshid
مدیر بخش اس ام اس
مدیر بخش اس ام اس

تعداد پستها : 1666
تاريخ التسجيل : 2008-02-21

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: شعرهاي گوناگون

پست من طرف mahshid في الأربعاء مايو 28, 2008 8:28 pm

خسته شدم

خسته شدم از تمام اين محبتهاي دروغين

خسته شدم از مردماني كه صورتك هاي زيبايند و آلوده به سيرت هاي ناپاك دارند

خسته شدم از تمام چيزي كه اسمش دوستي است و بر آن تنها سايه اي از نيازهاي ما افتاده

ديگر خسته شدم ، خسته ي خسته
avatar
mahshid
مدیر بخش اس ام اس
مدیر بخش اس ام اس

تعداد پستها : 1666
تاريخ التسجيل : 2008-02-21

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: شعرهاي گوناگون

پست من طرف mahshid في الأربعاء مايو 28, 2008 8:29 pm

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم

روزی که سراغ وقت من آیی که نیستم
avatar
mahshid
مدیر بخش اس ام اس
مدیر بخش اس ام اس

تعداد پستها : 1666
تاريخ التسجيل : 2008-02-21

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: شعرهاي گوناگون

پست من طرف mahshid في الأربعاء مايو 28, 2008 8:29 pm

رصد
درياي خوشی ها و شادکامی هايم در پی قسمت خشكيد و زندگی ام به كويري خشک مبدل شد . مثل گون، برای قطره های باران محبت بی قراری می کنم و هر دم با نسيم ، نامه اشتياقم را جار می زنم و تنهانی ام را فريادم می زنم تا شايد رهگذری عاشق به کوير زندگی ام بيايد و با تلسکوپ نگاه در کهکشان احساسم کند و ستاره های صداقت و محبت و ماه سادگی را رصد کند
avatar
mahshid
مدیر بخش اس ام اس
مدیر بخش اس ام اس

تعداد پستها : 1666
تاريخ التسجيل : 2008-02-21

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: شعرهاي گوناگون

پست من طرف mahshid في الأربعاء مايو 28, 2008 8:30 pm

خواهم مُرد

بی تو يک روز در اين فاصله ها خواهم مُرد

مثل يه بيت ته قافيه ها خواهم مُرد

تو که رفتی همه ثانيه ها سايه شدند

سايه در سايه آن ثانيه ها خواهم مُرد

شعله ها بی تو ز بی رنگی دريا گفتند

موج در موج در اين خاطره ها خواهم مُرد

گم شدم در قدم دوری چشمان بهار

بی تو يه روز در اين فاصله ها خواهم مُرد
avatar
mahshid
مدیر بخش اس ام اس
مدیر بخش اس ام اس

تعداد پستها : 1666
تاريخ التسجيل : 2008-02-21

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: شعرهاي گوناگون

پست من طرف mahshid في الأربعاء مايو 28, 2008 8:30 pm

مدتي است كه دلم گرفته ، صدايم لرزان شده ، چيزي در گلويم به صفحه قلبم مي كوبد و مي گويد اشك بريز ، اشك بريز ...

تو رفتي و من باز تنها شدم ، راستي تنهايي را در چه مي بيني ؟ در بي كسي ، در

بي زباني ... تو رفتي و من به يادت ، با باغچه گل محمدي ، با حياط خانه ،

با ميز و صندلي چوبي ، همدم و همزبان شدم ، بيا كه دل تنگ توام ،

فراموش نكن ، دل شكسته ام را فراموش نكن

هميشه با خودم فكر مي كنم در هر رهگذري تو را مي بينم و با تواني كه از دوستي ها مي گيرم از كنارت مي گذرم من به ياد تو هستم ، تو هم مرا در ياد خود داشته باش
avatar
mahshid
مدیر بخش اس ام اس
مدیر بخش اس ام اس

تعداد پستها : 1666
تاريخ التسجيل : 2008-02-21

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: شعرهاي گوناگون

پست من طرف mahshid في الأربعاء مايو 28, 2008 8:30 pm

نام مرا به خاطر بسپار

بر تنه تمام درختان جنگلي

نام تو را به ناخن بر كندم

اكنون تو را تمام درختان

با نام مي شناسند

نام تو را به گرده گور و گوزن

با ناخن پلنگان نوشتم

اكنون تو را تمام پلنگان كوه ها

اكنون تو را تمام گوزن هاي زرد موي

با نام مي شناسند

ديگر نام تو را تمام درختان

با بهار زمزمه خواهند كرد

و مرغ هاي خوش خوان

صبح بهار نام تو را

به جوجه هاي كوچك خود ياد خواهند داد

اي بي خيال مانده ز من ، دوست

ديگر تو را زمين و زمان

از بركت جنون نجيب من

با نام مي شناسند

اي آهوي رمنده صحراي خاطره

در واپسين غروب بهار

نام مرا بخاطر بسپار
avatar
mahshid
مدیر بخش اس ام اس
مدیر بخش اس ام اس

تعداد پستها : 1666
تاريخ التسجيل : 2008-02-21

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: شعرهاي گوناگون

پست من طرف mahshid في الأربعاء مايو 28, 2008 8:31 pm

چقدر خوب و روشن است نماي چشم هاي تو

نمي رسد ستاره اي به پاي چشم هاي تو

به ماه خيره مي شوم فقط و گريه مي كنم

دلم كه تنگ مي شود براي چشم هاي تو

و هي مرور مي كنم نگاه اول تو را

و اگر نمي رسد به من صداي چشم هاي تو

تو تا پلك مي زني به سجده مي رود دلم

به پيشگاه اعظم خداي چشم هاي تو

شبي خراب مي شود حصار هاي فاصله

و آب مي شود دلم به پاي چشم هاي تو
avatar
mahshid
مدیر بخش اس ام اس
مدیر بخش اس ام اس

تعداد پستها : 1666
تاريخ التسجيل : 2008-02-21

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: شعرهاي گوناگون

پست من طرف mahshid في الأربعاء مايو 28, 2008 8:31 pm

من به تو محتاجم
من به تو محتاجم

مي توانم كه به خاصيت چشمان تو انديشه كنم

و به عمقي كه در آن دنيايي است ....

من توانايي احساس حضورت را هم

از خدا ياد گرفتم اينك

و حضورت كه برام ابدي است

گرچه از فاصله ها واهمه هايي دارم

كه دورنم باقي است ...

و تو از گوشه تاريك جهاني مخدوش

عاقبت مي آيي

و مرا خواهي برد

به بهشتي كه در آن

جاي حسرت خالي است ...
avatar
mahshid
مدیر بخش اس ام اس
مدیر بخش اس ام اس

تعداد پستها : 1666
تاريخ التسجيل : 2008-02-21

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: شعرهاي گوناگون

پست من طرف mahshid في الأربعاء مايو 28, 2008 8:31 pm

كسي نيست كه از آزارم

حس شادي گيرد

تو مرا باور كن

و يك دانه اميد ، كه در خاك زمان مدفون است

آبي از عشق اساطيري خود اهدا كن

تا جلايي گيرد رنگ ماتمزده زندگي ام ...
avatar
mahshid
مدیر بخش اس ام اس
مدیر بخش اس ام اس

تعداد پستها : 1666
تاريخ التسجيل : 2008-02-21

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: شعرهاي گوناگون

پست من طرف mahshid في الأربعاء مايو 28, 2008 8:32 pm

من كه از دورترين نقطه هستي

به تو رو آوردم

و برايت هر شب

خواب معصوميتم را حتي

به گناه آلودم

و در آن روز كه مي خنديدم

چه عجب بود نگاهت بر من

من از آن مي ترسم

دسته گلهاي سپيدي كه برايت چيدم

رنگ زردي گيرند

من به تو محتاجم ...
avatar
mahshid
مدیر بخش اس ام اس
مدیر بخش اس ام اس

تعداد پستها : 1666
تاريخ التسجيل : 2008-02-21

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: شعرهاي گوناگون

پست من طرف mahshid في الأربعاء مايو 28, 2008 8:33 pm

مولانا :
بیرون زتو نیست هر آنچه در عالم هست
از خود بطلب هر آنچه خواهی که تویی

حافظ :
دوش با من گفت پنهان، کاردان تیزهوش
وزشما پنهان نشاید راز پیر می فروش
گفت: «آسان گیر بر خود کارها! کز روی طبع
سخت می گیرد جهان بر مردمان سخت کوش

مولوی :
مائیم که گه نهان و گه پیداییم
گه مؤمن و گه یهود و گه ترسائیم
تا این دل ما غالب هر دل گردد
هر روز به صورتی برون می آییم

مولوی :
وه چه بی نام و بی نشان که منم
کی ببینی مرا چنان که منم
کی شود این روان من ساکن
این چنین ساکن و روان که منم

رضا چاییچی:
چراغ را خاموش کن
سر تا پا ستاره ام
و به آغوشم بیا
بی ماه
شب کامل نمی شود.

بيژن جلالي :
با هم خداحافظي كنيم
و به واقعيت پناه ببريم
كه هنرمندانه‌تر است
هركدام كلمه‌اي
مي‌گوييم
با نگاهمان و حرفهايمان
ولي هياهوي ما
به گوش ديگران
نمي‌رسد
avatar
mahshid
مدیر بخش اس ام اس
مدیر بخش اس ام اس

تعداد پستها : 1666
تاريخ التسجيل : 2008-02-21

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: شعرهاي گوناگون

پست من طرف mahshid في الأربعاء مايو 28, 2008 8:33 pm

عطار نیشابوری:
اگر پیش از اجل یکدم بمیری
در آن یکدم همه عالم بگیری
تو غافل خفته از هیچ خبر نه
بخواهی مرد اگر خواهی و گرنه
زهر چیزی که داری کام وناکام
جدامی بایدت گشتن سر انجام
برو تن در غم باران گران نه
بسی جان کن چو جان خواهد، جان ده
تو یک دل داری ای مسکین صد بار
به یک دل چون توانی کرد صد کار
ترا اندوه نان و جامه تا کی
ترا از نام وننگ عامه تا کی .
نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد،
نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم
چه خواهد ساخت،
ولی بسیار مشتاقم،
که از خاک گلویم سوتکی سازد،
گلویم سوتکی باشد،
بدست کودکی گستاخ و بازیگوش،
و او یکریز و پی در پی،
دم خویش را بر گلویم سخت بفشارد و
خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد،
بدین سان بشکند در من،سکوت مرگبارم!
از:دکتر علی شریعتی
من در حالی که همه بودنم
به یک نگریستن مطلق بدل شده است،
چشم در قلب مذاب خورشید دوخته ام
و همچون شمع که در گریستن خویش
قطره قطره می میرد؛من در این نگریستن خویش
ذوب می شوم و محو می شوم و پایان می گیرم.
از:دکتر شریعتی

من صبورم اما . . .
به خدا دست خودم نيست اگر مي رنجم
يا اگر شادي زيباي تو را به غم غربت چشمان خودم مي بندم .
من صبورم اما . . .
چقدر با همه ي عاشقيم محزونم !
و به ياد همه ي خاطره هاي گل سرخ
مثل يک شبنم افتاده ز غم مغمومم .
من صبورم اما . . .
بي دليل از قفس کهنه ي شب مي ترسم
بي دليل از همه ي تيرگي تلخ غروب
و چراغي که تو را ، از شب متروک دلم دور کند. . . مي ترسم .
من صبورم اما . . .
آه . . . اين بغض گران صبر نمي داند چيست !!!!
avatar
mahshid
مدیر بخش اس ام اس
مدیر بخش اس ام اس

تعداد پستها : 1666
تاريخ التسجيل : 2008-02-21

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: شعرهاي گوناگون

پست من طرف mahshid في الأربعاء مايو 28, 2008 8:33 pm

ثانيه هاي بي كسي
بي تو تموم لحظه هام پر از غصه و غمه
يه روز ميام به ديدنت هر چي ببينمت بازم كمه
نمي رسه به گوش تو صداي فرياد دلم
يه روز مي فهمي دردمو، كه زير خاكم و گِلم
اشك چشاتو مي بينم دل تو هم پر از غمه
دوري هم بد درديه ، اما دلامون با همه
رو تو بكن سمت خدا ، بيا خدا خدا بكن
بيا يه بار هم كه شده ، زير پاتو نگاه بكن
يواش يواش تموم ميشه ثانيه هاي بي كسي
اگه تحمل بكني يه روز به دريا مي رسي
avatar
mahshid
مدیر بخش اس ام اس
مدیر بخش اس ام اس

تعداد پستها : 1666
تاريخ التسجيل : 2008-02-21

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: شعرهاي گوناگون

پست من طرف mahshid في الأربعاء مايو 28, 2008 8:34 pm

تنها عشق تو
بودنم را هيچكس باور نداشت هيچكس كاري به كار من نداشت بنويسيد بعد مرگم روي سنگ با خطوطي نرم و زيبا و قشنگ ، او كه خوابيده است در اين گور سرد بودنش را هيچكس باور نكرد كاش قلبم درد تنهايي نداشت چهره ام هرگز پريشاني نداشت كاش مي شد راه سرد عشق را بي اختيار پيمود و قرباني نداشت اگر مرداب بودم و سبز ، غمي نبود .
اگر عشق بودم و قرمز حرفي نمي ماند . تو شبي و من روز مي خواهم ، تو ستاره اي و من خورشيد طلب كرده ام ، آسماني شدم با هزاران قلب پاره
كاش يك قلب داشتم
فقط تو بودي و تنها عشق تو
avatar
mahshid
مدیر بخش اس ام اس
مدیر بخش اس ام اس

تعداد پستها : 1666
تاريخ التسجيل : 2008-02-21

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: شعرهاي گوناگون

پست من طرف mahshid في الأربعاء مايو 28, 2008 8:34 pm

چه بگویم؟
از کدامین ستاره؟
آخر دیگر آتش هم برای سوزاندن ما ناز میکند...
به کدامین سخن زبان بگشایم؟
هنگامی که دیگر درب هاب جهنم را نیز به روی من می بندند...
تا کنون ندیده بودم........
که گنه کاری را از جهنم هم برانند.....
و یا حتی برای مرهم پاهایش،خار و خس بیابان را هم دریغ کنند...
مرا رانده اند.........همچون شیطان......
اما اینبار...............
هم از خدا و هم از شیطان،هم از جهنم و هم از بهشت...
چه بگویم؟
از کدامین ستاره؟
آخر دیگر آتش هم برای سوزاندن ما ناز میکند...
من گم گشته ام.....
اما فریاد نجاتم،چراغ و فانوس نمیخواست....
شاید تنها کور سویی!......
avatar
mahshid
مدیر بخش اس ام اس
مدیر بخش اس ام اس

تعداد پستها : 1666
تاريخ التسجيل : 2008-02-21

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: شعرهاي گوناگون

پست من طرف mahshid في الأربعاء مايو 28, 2008 8:35 pm

آسمان تاریک بود
ولی چراغ های معبد هنوز روشن بود
آنقدر زیبا می درخشید
که خفقان ثانیه ها را دوباره در هم شکست
و صدای غربتش باز شنیده شد
بار دیگر صدلی موسیقی دلتنگی نواخته شد
که میگفت بیچاره بغض...بیچاره لبخند...بیچاره اشک
آرام و بی صدا به گوش می رسید
اما سخت و بی رحم نفس را در هم می شکست
وای....که لالایی ام چه زیبا خوانده می شود
(......ثانیه ای سکوت نا معلوم ....)
و سپس باز گشت ایمانی....
که باور داشت برای افسون گری زاده نشده
اما.......................
آن هنگام باز هم با هراس امتداد نیم نگاه آسمان را پدیدار کرد
و معبدی که در دور دست درخشان بود.... ولی در تاریکی موج میزد...
آری بی پرده درست می دیدم
معبد می درخشید.....اما تاریک.....
آنقدر تاریک که باز هم نگاهم را به زیر کشید.....
avatar
mahshid
مدیر بخش اس ام اس
مدیر بخش اس ام اس

تعداد پستها : 1666
تاريخ التسجيل : 2008-02-21

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: شعرهاي گوناگون

پست من طرف mahshid في الأربعاء مايو 28, 2008 8:35 pm

لبهايم واژه های را تکرار ميکرد
نگاهم خاطراتی را مرور ميکرد
لبخندم برای لحظه ای باز صدايم ميکرد
آخر امروز روز ديگری بود
ثانيه های سکوتش هم زيبا بود
کاش ميشد امروز را آذين بست......
چون آسمان تکرار بهار را گوش زد ميکرد
و صدايی در ميان سکوت ميگفت
بهترينم.....
avatar
mahshid
مدیر بخش اس ام اس
مدیر بخش اس ام اس

تعداد پستها : 1666
تاريخ التسجيل : 2008-02-21

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: شعرهاي گوناگون

پست من طرف mahshid في الأربعاء مايو 28, 2008 8:35 pm

در این شب مست
که جغد ها ترانه خوان شده اند
مست بودن هم کارگر نیفتاد
چراغ های خیابان سیاه می تابند
باد به تسخیر غباری سرخ درآمده
ایستادن و تمنا کردن بی ثمر بود
نوری نبود که از آسمان نشات گیرد
از لا به لای علف های کنار خیابان بوی خون می آمد
انگار کسی را طعمه ساخته بودند
آوازی که در سرم می پیچید قلبم را می درید
شاید علف ها مرا می جستند
زمین آغوش خود را باز کرده بود
تا زانو زدنم را احساس کند
مرموزانه نیشخند می زد
نیشخندش نفسم را کور میکرد
سکوت تا حد جنون شدت گرفت
آوازی که در سرم می پیچید قلبم را میدرید
ولی من هنوز نگاهت را به یاد داشتم
و باز هم ان نیشخند مرموزانه
که انتظار به آغوش کشیدن زانوانم را میکشید
انگار نفس کشیدن علف های مست را میشنیدم
همهمه ای کشنده...(و دیگر هیچ نفهمیدم......)
avatar
mahshid
مدیر بخش اس ام اس
مدیر بخش اس ام اس

تعداد پستها : 1666
تاريخ التسجيل : 2008-02-21

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: شعرهاي گوناگون

پست من طرف mahshid في الأربعاء مايو 28, 2008 8:36 pm

نه موج هارا توان تاختن به من است
و نه باد را توان گستاخی
تاريکی را به بندميکشم
کلاغ ها را سنگسار ميکنم
و نيشخند زمان را کور ميکنم
کمر راست ميکنم چون سروی سترگ
و نفرت باد را با مهربانی در آغوش ميگيرم
سکوت دخمه ها را در هم ميشکنم
وحشت تاريکی را به بيرحمی آسمان می سپارم
و به تعداد نفس های باقی مانده ام
نتوانستن را به صليب ميکشم........
avatar
mahshid
مدیر بخش اس ام اس
مدیر بخش اس ام اس

تعداد پستها : 1666
تاريخ التسجيل : 2008-02-21

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: شعرهاي گوناگون

پست من طرف mahshid في الأربعاء مايو 28, 2008 8:36 pm

چشم ها از شدت درد
مانند ماری زخمی به خود میپیچند
نفس به شمارش افتاده
ثانیه ها رنگ باخته اند
دیگر هیچ چیز قابل روئیت نبود
نفرت دیوار های اتاق بود و بس
و زمانی که کلاغها به جای گنجشک ها
می نشینند و آواز شادی میخوانند
اهریمن درون نغمه ی پیروزی سر میدهد
دیگر پنجره های اتاق
رو به هیچ هوای تازه ای باز نشدند
آه...قبله ام را نمی یابم
قبله ای که به آن سو نماز می خوانم
و آنگاه صدای هق هق بغضی
که نمیدانست به کدامین دخمه پناه برد
زیرا که از ترحم نفرت داشت.
رکود و نخوت شب غوغا میکرد
آهی و سپس...چند لحظه سکوت
و بعد امتداد نگاهی آرام
که نمی دانست تا کدامین ثانیه
نخوت تاریکی او را در آغوش خواهد داشت
و باز هم چند لحظه سکوت.......
avatar
mahshid
مدیر بخش اس ام اس
مدیر بخش اس ام اس

تعداد پستها : 1666
تاريخ التسجيل : 2008-02-21

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: شعرهاي گوناگون

پست من طرف mahshid في الأربعاء مايو 28, 2008 8:36 pm

دریا خروشان است
و موجها با چشم های خشمگین
و کینه توز به صخرها می تازند
آسمان نگاهش را
به شن های ساحل می دوزد
و برق نگاهش رعشه بر تن
وجودی خسته در کنار ساحل می اندازد
دریا دندان تیز کرده برای تاختن
تاختن بر نگاهی خسته و بی رمق
که با قطراتی هر چند کوچک و ناچیز
اما غلطان و دردناک سیراب میشود
طوفان اغاز خواهد شد و من در کنار صخرها
در انتظار شلاق موج بر اشک هایم نشسته ام
شاید بی پناه و نا آرام می لرزم...
نگاه میکردم نگاهی که آسمان هم پاسخش نداد
آری آسمان هم میخواست بوی سبقت را
از دریا برباید و گستاخانه ببارد
سر پناهی نبود و تنها خس خس سینه ای بود که
نفس را بریده بریده لمس می کرد و هیچ نمی گفت
هیچ عطر نوازشگری نبود
و انگاه تنها قاصدکی بود که بی خبر
به شن های ساحل پناه برده
چشم هایم را بر روی هم نهادم تا دیگر
هیچ کدام ازاین ناملایمت ها را نبینم
اما نیشدرش را بیرحمانه تر
بر احساس در هم شکسته و تنهایم یافتم
دیگر هیچ نمی دانستم و نمی دیدم
و تنها میدانستم که در کنار این ساحل خشمگین
تا آخرین نفسی که خواهد تپید
به انتظار صبحی خواهم ماند
که شاید خورشید در آن بدرخشد
avatar
mahshid
مدیر بخش اس ام اس
مدیر بخش اس ام اس

تعداد پستها : 1666
تاريخ التسجيل : 2008-02-21

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: شعرهاي گوناگون

پست من طرف mahshid في الأربعاء مايو 28, 2008 8:37 pm

در لابه لای ثانیه های در حال رکود
در نیمه شبی که هم تاریک بود و هم روشن
قلمی بی جان و بی پناه بر روی کاغذ روان بود
و قطرات اشک که یکی پس از دیگری
بی وقفه بر روی کاغذ می لغزیدند
و صدای آهنگی ملایم.....
که انگار در عمق جان نواخته می شد
آری نیمه شب هم تاریک بود و هم روشن
و صدای فریادی که شنیده نمی شد
اما تقلایش در میان سکوت ستودنی بود
و چشم هايی که رو به خستگی گذارده بودند
هان فراموش کرده بودم
و آهی سرد که گرمای فراوانی داشت
و آنگه تنها امیدی وصف ناپذیر
که در این نیمه ی تاریک قابل روئیت بود...
avatar
mahshid
مدیر بخش اس ام اس
مدیر بخش اس ام اس

تعداد پستها : 1666
تاريخ التسجيل : 2008-02-21

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: شعرهاي گوناگون

پست من طرف محتوى إعلاني


محتوى إعلاني


بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

صفحه 28 از 30 الصفحة السابقة  1 ... 15 ... 27, 28, 29, 30  الصفحة التالية

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه


 
صلاحيات هذا المنتدى:
شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد