شعرهاي گوناگون

صفحه 73 از 73 Previous  1 ... 38 ... 71, 72, 73

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي Go down

Re: شعرهاي گوناگون

پست by magic20 on Mon Jul 28, 2008 11:44 pm

ماه من غصه چرا؟
ماه من غصه چرا؟

آسمان را بنگر که هنوز، بعد صدها شب و روز

مثل آن روز نخست

گرم و آبی و پر از مهر به ما می خندد

یا زمین را، که دلش از سردی شب های خزان

نه شکست و نه گرفت

بلکه از عاطفه لبریز شد و

نفسی از سر امید کشید

و در آغاز بهار دشتی از یاس سپید

زیر پاهامان ریخت

تا بگوید که هنوز پر امنیت احساس خداست

ماه من غصه چرا؟

تو مرا داری و من هر شب و روز،

آرزویم همه خوشبختی توست

ماه من دل به غم دادن و از یاس سخن ها گفتن

کار آنهایی نیست که خدا را دارند ...

ماه من غم و اندوه اگر روزی هم مثل باران بارید

یا دل شیشه ای ات، از لب پنجره عشق،

زمین خورد و شکست

با نگاهت به خدا چتر شادی وا کن

و بگو با دل خود که خدا هست، خدا هست!

او همانی است که در تارترین لحظه شب

راه نورانی امید نشانم می داد

او همانی است که هر لحظه دلش می خواهد

همه زندگی ام، غرق شادی باشد

ماه من غصه اگر هست بگو تا باشد

معنی خوشبختی، بودن اندوه است

این همه غصه و غم، این همه شادی و شور

چه بخواهی و چه نه، میوه یک باغچه اند

همه را با هم و با عشق بچین ...

ولی از یاد مبر، پشت هر کوه بلند

سبزه زاری است پر از یاد خدا

و در آن باز کسی می خواند

که خدا هست، خدا هست ...

و چرا غصه چرا؟

magic20
مدیر بخش عکسها
مدیر بخش عکسها

تعداد پستها: 1803
Join date: 2008-02-25

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه Go down

Re: شعرهاي گوناگون

پست by magic20 on Mon Jul 28, 2008 11:45 pm

تو نیستی که ببینی ...
تو نیستی که ببینی

چگونه عطر تو در عمق لحظه ها جاری است!

چگونه عکس تو در برق شیشه ها پیداست!

چگونه جای تو در جان زندگی سبز است!



تمام گنجشکان

که در نبود تو

مرا به باد ملامت گرفته اند

تو را به نام صدا می کنند!



تو نیستی که ببینی ، چگونه پیچیدست

طنین شعر نگاه تو در ترانه من .

تو نیستی که ببینی ، چگونه می گردد

نسیم روح تو در باغ بی جوانه من .



به خواب می ماند

تنها به خواب می ماند

چراغ ، آینه ، دیوار ، بی تو غمگینند

تو نیستی که ببینی

چگونه با دیوار

به مهربانی یک دوست ، از تو می گویم

تو نیستی که ببینی ، چگونه از دیوار

جواب می شنوم ...

تو نیستی که ببینی ...

magic20
مدیر بخش عکسها
مدیر بخش عکسها

تعداد پستها: 1803
Join date: 2008-02-25

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه Go down

Re: شعرهاي گوناگون

پست by magic20 on Mon Jul 28, 2008 11:46 pm

دوستت دارم ...
از دل افروزترین روز جهان

خاطره ای با من هست

به شما ارزانی

سحری بود و هنوز

گوهر ماه به گیسوی شب آویخته بود .

گل یاس

عشق در جان هوا ریخته بود .

من به دیدار سحر می رفتم

نفسم با نفس یاس درآمیخته بود .

می گشودم پر و می رفتم و می گفتم های!

بسرای ای دل شیدا بسرای .

این دل افروزترین روز جهان را بنگر!

تو دلاویزترین شعر جهان را بسرای!

در افق پشت سراپرده نور

باغ های گل سرخ

شاخه گسترده به مهر

غنچه آورده به ناز

دم به دم از نفس باد سحر

غنچه ها می شد باز

باغ های گل سرخ

یک گل سرخ درشت از دل دریا برخاست!

چون گل افشانی لبخند تو

در لحظه شیرین شکفتن!

خورشید!

چه فروغی به جهان می بخشید!

چه شکوهی...!

همه عالم به تماشا برخاست!

من به دنبال دلاویزترین شعر جهان می گشتم!

برگ ها باز شدند

یافتم! یافتم! آن نکته که می خواستمش!

با شکوفایی خورشید و گل افشانی لبخند تو آراستمش!

تار و پودش همه از خوبی و مهر

خوش تر از تافته یاس و سحر بافته ام

دوستت دارم را

من دلاویزترین شعر جهان یافته ام

این گل سرخ من است

دامنی پر کن از این گل که دهی هدیه به خلق

که بری خانه دشمن!

که فشانی بر دوست!

راز خوشبختی هر کس به پراکندن اوست!

در دل مردم عالم به خدا

نور خواهد پاشید

روح خواهد بخشید

تو هم ای خوب من این نکته به تکرار بگو!

این دلاویزترین شعر جهان را همه وقت

نه به یکبار و به ده بار که صد بار بگو

دوستم داری؟ را از من بسیار بپرس!

دوستت دارم را با من بسیار بگو!

فریدون مشیری

magic20
مدیر بخش عکسها
مدیر بخش عکسها

تعداد پستها: 1803
Join date: 2008-02-25

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه Go down

Re: شعرهاي گوناگون

پست by magic20 on Mon Jul 28, 2008 11:47 pm

هر چند که از دوری و چشمان قشنگت گله داریم...
هر چند که از دوری و چشمان قشنگت گله داریم

تا لحظه خوبی که بیایی من و دل حوصله داریم

گفتی من و تو قسمت یک پنجره باشیم قبول است

هر چند به اندازه پرواز و قفس ، فاصله داریم

یادت که نرفتست عزیزم ، که اگر دردسری هست

از خنده آن روز ، از آن کوچه ، از آن یک بله داریم

دیگر همه را گردن این قسمت و تقدیر نینداز

تقدیر کدام است؟ ببین ما خودمان مسئله داریم

عیب از خودمان نیست که تا پای قراری به میان است

هی صحبت کمبود زمان می شود و مشغله داریم؟

انگار محال است که ما قسمت یک پنجره باشیم

حالا که به اندازه پرواز و قفس فاصله داریم ...

magic20
مدیر بخش عکسها
مدیر بخش عکسها

تعداد پستها: 1803
Join date: 2008-02-25

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه Go down

Re: شعرهاي گوناگون

پست by magic20 on Mon Jul 28, 2008 11:50 pm

آمد بهار و ...
ای کاش دست تقدیر

دانه های غصه را از دل های کوچک می شست

و هجران نبود

اما به خداوندی که فرداها در دست اوست ، بیندیش

که او برآورنده تمام آرزوهای دل های کوچک پر غصه است .

magic20
مدیر بخش عکسها
مدیر بخش عکسها

تعداد پستها: 1803
Join date: 2008-02-25

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه Go down

Re: شعرهاي گوناگون

پست by magic20 on Mon Jul 28, 2008 11:52 pm

این روزها خیلی برای گریه دلم تنگ است...
همیشه با دلهره ای عجیب به استقبال بهار رفته ام

بهاری که همه خود را برای آمدنش آماده می کنند

بهاری که زیباترین فصل خداست ...

بهاری که در دهمین روزش یک سال بزرگتر می شوم ...

چندان خوشحالم نمی کند،نمی دانم چرا؟

زیباترین فصل خدا برای من دلگیر ترین فصل خداست

هر روزش انگار بعد از ظهر جمعه است ...

magic20
مدیر بخش عکسها
مدیر بخش عکسها

تعداد پستها: 1803
Join date: 2008-02-25

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه Go down

Re: شعرهاي گوناگون

پست by magic20 on Mon Jul 28, 2008 11:53 pm

دل نوشته ای از نوشته های پراکنده من
قلب ذهنم درد می کند.

تشویش ها و تردیدهایم درد می کنند.

اضطراب مثل خوره به جانم...نه نه اشتباه کردم.خوره مثل اضطراب به جان چیزی می افتد.

می ترسم...می ترسم از حادثه ای که ممکن است...حتما هیچ دردی بی درمان تر از درد

اضطراب نیست.

تحمل دوریت حتی در بی خبری محض آسان تر از نشست و برخاست اجباری با این نگرانی

های ناگوار است.

شاید بگویی نگرانی از چه؟ می گویم نگرانی از خیلی چیزها...دلم می خواهد همه را برایت

بنویسم ولی حیف، حیف که بعضی حرف ها گفتنی هم نیست چه برسد به نوشتنی!

نمی دانم شاید چنین قانونی فقط در مورد من صدق کند.فقط من... منی که درگیر چه خواهد

شدهایی هستم نگفتنی!

این روزها اطرافیانم مدام می گویند اگر خدا بخواهد همه چیز درست می شود.من هم هر بار

با خودم می گویم ای کاش خدا بخواهد... تو هم دعا کن که او بخواهد...

چند سطری را هم سفید می گذارم برای همه حرف های نا نوشته...


magic20
مدیر بخش عکسها
مدیر بخش عکسها

تعداد پستها: 1803
Join date: 2008-02-25

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه Go down

Re: شعرهاي گوناگون

پست by magic20 on Mon Jul 28, 2008 11:56 pm

کم کم دلم از این و از آن سیر میشود

با چشم مهربان تو تسخیر میشود

این روزها مدام به این فکر میکنم

در باره من و تو چه تقدیر میشود

این خوابها که همسفر هر شب من است

یک روز مو به مو همه تعبیر میشود

فرصت گذشت وقت زیادی نمانده است

تعجیل کن عزیز دلم دیر میشود

magic20
مدیر بخش عکسها
مدیر بخش عکسها

تعداد پستها: 1803
Join date: 2008-02-25

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه Go down

صفحه 73 از 73 Previous  1 ... 38 ... 71, 72, 73

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه


Permissions of this forum:
شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد